
وقتی صحبت از بارسلونا میشود، معمولاً ذهن هواداران به سمت ستارههای بزرگ، جامهای اروپایی و شبهای فراموشنشدنی در نیوکمپ میرود؛ اما پشت این تیم پرستاره، کارخانهای قرار دارد که سالهاست بازیکنان آینده باشگاه را میسازد. لاماسیا جایی است که بسیاری از بازیکنان از سنین پایین با فلسفه فوتبال بارسلونا آشنا میشوند، قدمبهقدم پیشرفت میکنند و در نهایت امیدوارند روزی پیراهن تیم اصلی را بر تن کنند.
فصل ۲۰۲۶/۲۷ برای دنبال کردن استعدادهای جدید لاماسیا بارسلونا فصل جالبی است. دیگر فقط یک یا دو بازیکن در کانون توجه نیستند. گروهی از بازیکنان جوان از بارسا اتلتیک و تیمهای پایه به تمرینات تیم اصلی راه پیدا کردهاند و بعضی از آنها حتی نخستین بازیهای خود را برای تیم بزرگسالان انجام دادهاند. در نخستین تمرین فصل، ۱۵ بازیکن از بارسا اتلتیک و ردههای جوانان در کنار تیم فلیک حضور داشتند و در ادامه پیشفصل نیز تعداد زیادی از آنها فرصت بازی پیدا کردند.
برای هواداری که سالها فوتبال بارسلونا را دنبال کرده، دیدن این صحنه همیشه حس خاصی دارد. شاید یک بازیکن جوان فقط ده دقیقه فرصت بازی داشته باشد، اما همان ده دقیقه میتواند آغاز مسیری باشد که چند سال بعد او را به یکی از مهرههای اصلی تیم تبدیل کند. تمام جذابیت لاماسیا هم دقیقاً همین است؛ شما از همان ابتدا نمیدانید کدام نوجوان قرار است به ستاره تبدیل شود.
در فصل جدید چند نام بیشتر از بقیه توجهها را به خود جلب کردهاند؛ از Xavi Espart و Brian Fariñas که حالا رسماً به تیم اصلی رسیدهاند تا Hamza Abdelkarim و Jesse Bisiwu که با عملکردشان در ماههای اخیر نشان دادهاند ارزش دنبال کردن دارند. در کنار این نفرات، بازیکنانی مانند Eder Aller، Iker Rodríguez، Orian Goren، Ebrima Tunkara و Jordi Pesquer نیز میتوانند بخشی از آینده بارسا باشند.
نسل تازه لاماسیا از کجا آمده است؟
اولین چیزی که باید درباره این نسل در نظر گرفت، این است که همه بازیکنان جوان بارسلونا شرایط یکسانی ندارند. برخی از آنها سالهاست در سیستم لاماسیا حضور داشتهاند و تقریباً تمام مسیر فوتبال پایه خود را در باشگاه طی کردهاند. برخی دیگر از باشگاههای مختلف به بارسلونا اضافه شدهاند و پس از طی کردن مدتی در تیمهای جوانان، حالا بخشی از پروژه توسعه باشگاه هستند.
این تفاوت شاید در ظاهر چندان مهم نباشد، اما در عمل روی سبک بازی و روند پیشرفت آنها اثر میگذارد. بازیکنی که از کودکی در بارسلونا آموزش دیده، معمولاً سالها با اصول بازی مالکانه، پاسکاری کوتاه و حرکت بین خطوط آشنا بوده است. از طرف دیگر، بازیکنی که بعدها جذب شده، ممکن است ویژگیهای بدنی یا فردی متفاوتی داشته باشد و چیزی تازه به سیستم اضافه کند.
در تابستان ۲۰۲۶ بارسلونا این فرصت را به تعداد زیادی از بازیکنان جوان داد تا در کنار تیم اصلی تمرین کنند. نامهایی مثل Xavi Espart، Brian Fariñas، Hamza Abdelkarim، Orian Goren، Ebrima Tunkara، Jordi Pesquer، Áron Yaakobishvili و چند استعداد دیگر در برنامه پیشفصل قرار گرفتند.
همین حضور جمعی یک نکته مهم را نشان میدهد: بارسلونا فقط روی یک استعداد سرمایهگذاری نمیکند، بلکه در حال ساختن یک لایه کامل از بازیکنان جوان برای سالهای آینده است.
Xavi Espart؛ رویایی که کمکم واقعی شده است
در بین استعدادهای جدید لاماسیا بارسلونا، Xavi Espart احتمالاً نزدیکترین نمونه به رویای واقعی بازی در نیوکمپ است. او از سال ۲۰۱۵ در باشگاه حضور دارد و تقریباً تمام مسیر رشد خود را در سیستم جوانان بارسلونا طی کرده است.
اسپارت بازیکنی است که در چند پست قابلیت بازی دارد و همین موضوع یکی از مهمترین مزیتهای او محسوب میشود. او در سالهای مختلف در خط میانی و دفاع کناری استفاده شده و توانسته خودش را با شرایط مختلف وفق دهد.
در فصل گذشته نخستین فرصتهای خود را در تیم اصلی به دست آورد و در مسابقات لیگ و لیگ قهرمانان نیز بازی کرد. در تابستان ۲۰۲۶ روند پیشرفت او یک قدم دیگر جلو رفت و در نهایت اسپارت رسماً در فهرست تیم اصلی قرار گرفت. برای فصل جدید نیز شماره ۱۲ بارسلونا به او داده شده است.
این اتفاق برای یک بازیکن لاماسیا بسیار مهم است. وقتی یک بازیکن دیگر فقط در فهرست تیم دوم نباشد و رسماً شماره تیم اول را بگیرد، یعنی باشگاه برای آینده او برنامه جدی دارد.
ویژگی چندپسته بودن اسپارت میتواند به او کمک کند تا دقایق بیشتری به دست بیاورد. در فوتبال سطح بالا، بازیکنی که بتواند چند نقش را اجرا کند، برای مربی ارزش بالایی دارد. البته همین ویژگی میتواند یک چالش هم ایجاد کند؛ اسپارت در نهایت باید در یک نقش خاص آنقدر پیشرفت کند که به عنوان یک بازیکن درجهیک شناخته شود، نه صرفاً مهرهای که در چند پست قابل استفاده است.
Brian Fariñas؛ مسیری که با عجله طی نشد
اگر اسپارت نمونه یک استعداد لاماسیا باشد که خیلی سریع به تیم اصلی نزدیک شده، Brian Fariñas مثال خوبی برای بازیکنی است که مسیرش را آرام و مرحلهبهمرحله طی کرده است.
فاریñas در سال ۲۰۱۸ از ویارئال به بارسلونا پیوست و از همان ابتدا وارد ساختار تیمهای جوانان شد. او در رده زیر ۱۹ سال به یکی از چهرههای مهم تیم تبدیل شد و همراه همان نسل توانست در یک فصل سه عنوان لیگ، جام حذفی و لیگ جوانان اروپا را به دست آورد.
بعد از آن نوبت فوتبال بزرگسالان رسید. او تجربه بازی برای بارسا اتلتیک را به دست آورد و در فصل ۲۰۲۵/۲۶ به یکی از بازیکنان مهم تیم دوم تبدیل شد. حاصل کار او ۳۵ بازی، پنج گل و شش پاس گل بود؛ آماری که برای یک هافبک جوان کاملاً قابل توجه است.
عملکرد فاریñas در بارسا اتلتیک و سپس پیشفصل تیم اصلی باعث شد فلیک فرصت بیشتری به او بدهد. در نهایت، اول سپتامبر ۲۰۲۶ باشگاه رسماً اعلام کرد که او به تیم اصلی منتقل شده و شماره ۴ را در اختیار خواهد داشت.
مسیر فاریñas برای من از این جهت جالب است که یادآوری میکند همه استعدادهای لاماسیا قرار نیست در ۱۷ سالگی ناگهان به تیم اصلی برسند. بعضی بازیکنان برای کامل شدن به زمان نیاز دارند و این موضوع لزوماً نشانه ضعف نیست.
Hamza Abdelkarim؛ مهاجمی که خیلی زود دیده شد
در میان استعدادهای جدید لاماسیا، نام Hamza Abdelkarim بیشتر از بقیه حس یک سورپرایز را دارد. او مسیر سنتی بسیاری از محصولات لاماسیا را طی نکرده و پیش از آمدن به بارسلونا در فوتبال مصر و باشگاه الاهلی حضور داشت.
عبدالکریم در نیمفصل دوم فصل گذشته وارد ساختار جوانان بارسلونا شد و خیلی زود توانایی گلزنی خود را نشان داد. در ۹ بازی لیگ، شش گل زد و همین عملکرد توجه باشگاه را به او جلب کرد. بعد از آن، انتقال او به بارسلونا دائمی شد.
اما اتفاق مهمتر در تابستان رخ داد. عبدالکریم در پیشفصل بارسلونا توانست چهار گل به ثمر برساند و تبدیل به یکی از بازیکنانی شود که بیشترین توجه را جلب کردند. این عملکرد باعث شد او در کنار تیم اصلی بیشتر دیده شود و در نهایت نخستین بازی رسمی خود را نیز تجربه کند.
برای یک مهاجم جوان، این شروع فوقالعادهای است، اما حالا مرحله سختتر آغاز شده است. گل زدن در مسابقات دوستانه با گلزنی در لیگ و رقابتهای بزرگ اروپایی تفاوت زیادی دارد. عبدالکریم باید نشان دهد که میتواند مقابل مدافعان باتجربه، تحت فشار و در بازیهایی که فرصت چندانی ایجاد نمیشود، همان کیفیت را حفظ کند.
نقطه قوت او را میتوان در تحرک و تمایل به قرار گرفتن در موقعیت گل دید. اما یکی از موضوعاتی که باید در ادامه مسیر بررسی شود، توانایی او در بازی ترکیبی و مشارکت بیشتر در ساخت حملات است.
Jesse Bisiwu؛ بازیکنی برای شکستن دفاعهای بسته
Jesse Bisiwu یکی دیگر از نامهایی است که در این فصل ارزش توجه دارد. او از فوتبال بلژیک به بارسلونا آمد و پیش از انتقال به اسپانیا برای کلوب بروژ بازی میکرد.
بیزیوو یک وینگر است و ویژگیهایی مانند سرعت، دریبل و بازی مستقیم از مهمترین نقاط قوت او محسوب میشوند. این نوع بازیکن در بارسلونا اهمیت زیادی دارد، زیرا گاهی تیم مقابل با تعداد زیادی بازیکن پشت توپ قرار میگیرد و فضا برای پاسکاری کوتاه محدود میشود.
در چنین شرایطی، داشتن بازیکنی که بتواند در یکبهیک مدافع حریف را پشت سر بگذارد، میتواند راهی برای باز کردن دفاع باشد.
بیزیوو در تابستان ۲۰۲۶ به تیم اصلی نزدیک شد و نخستین حضورش در لباس بارسلونا را نیز تجربه کرد. در فهرست شمارههای فصل جدید، پیراهن شماره ۲۷ به او اختصاص یافته است.
البته این سبک بازی یک نقطه ضعف هم دارد. وینگری که زیاد دریبل میزند و ریسک میکند، طبیعتاً بیشتر هم توپ از دست میدهد. بیزیوو اگر بخواهد در فوتبال بزرگسالان ماندگار شود، باید یاد بگیرد چه زمانی دریبل بزند و چه زمانی سادهتر بازی کند.
Eder Aller؛ پروژهای بلندمدت در دروازه
در بررسی استعدادهای جدید لاماسیا بارسلونا، معمولاً مهاجمان و هافبکها بیشتر دیده میشوند؛ اما آینده یک باشگاه بدون دروازهبان مطمئن ساخته نمیشود.
Eder Aller از جمله بازیکنانی است که در برنامه رشد باشگاه قرار دارد و مسیر خود را از ردههای پایه طی کرده است. او در شروع فصل ۲۰۲۶/۲۷ بخشی از فهرست بارسا اتلتیک بود و در کنار دیگر جوانان در فضای فوتبال بزرگسالان قرار گرفت.
برای یک دروازهبان، رسیدن به تیم اصلی معمولاً زمان بیشتری میبرد. دروازهبان باید علاوه بر واکنشهای سریع، از نظر ذهنی نیز بسیار باثبات باشد. کوچکترین اشتباه در این پست میتواند مستقیماً به گل تبدیل شود.
همچنین در بارسلونا، بازی با پا اهمیت ویژهای دارد. یک دروازهبان باید بتواند زیر فشار پرس حریف تصمیم درست بگیرد و در شروع حمله نقش داشته باشد. همین موضوع باعث میشود رشد Aller نیازمند صبر بیشتری باشد.
شاید فصل جدید هنوز زمان او برای تبدیل شدن به دروازهبان اصلی نباشد، اما هرچه تجربه بیشتری در فوتبال بزرگسالان به دست بیاورد، شانسش برای رسیدن به سطح اول بیشتر خواهد شد.

Iker Rodríguez؛ نامی که در سایه رقابت رشد میکند
Iker Rodríguez نیز دروازهبان جوان دیگری است که در فصل جدید در اطراف تیم اصلی قرار گرفته است.
او در تابستان ۲۰۲۶ فرصت تمرین با تیم اول را پیدا کرد و سپس در برنامه بارسا اتلتیک قرار گرفت. این تجربه برای یک دروازهبان جوان بسیار مهم است، زیرا تمرین کردن با بازیکنان حرفهای سطح متفاوتی از سرعت، قدرت شوت و تصمیمگیری را به او نشان میدهد.
رقابت بین دروازهبانان جوان بارسا اتفاقاً میتواند برای باشگاه مفید باشد. هیچ تضمینی وجود ندارد که آینده دروازه فقط به یک بازیکن وابسته باشد. اگر Aller و Rodríguez هر دو پیشرفت کنند، بارسلونا در سالهای آینده گزینههای بیشتری برای این پست خواهد داشت.
البته برای هر دو بازیکن مهم است که تحت فشار مقایسه با دروازهبانان بزرگ قرار نگیرند. این مسیر نیاز به زمان دارد و عملکرد خوب در تیم جوانان تنها یکی از مراحل آن است.
Orian Goren؛ هافبکی که باید رشدش را دنبال کرد
Orian Goren از جمله بازیکنانی بود که در تابستان در تمرینات تیم اصلی حضور داشت و حتی در نخستین بازیهای پیشفصل برای بارسلونا به میدان رفت. در دیدار دوستانه مقابل بیرمنگام سیتی، Goren یکی از بازیکنانی بود که نخستین بازی بزرگسالان خود را برای باشگاه تجربه کردند.
این اتفاق برای یک هافبک اهمیت زیادی دارد. هافبک در بارسلونا باید دائماً درگیر بازی باشد. پاس دادن فقط بخش کوچکی از وظیفه اوست؛ بازیکن باید فضا را ببیند، پیش از دریافت توپ تصمیم بگیرد و بتواند تحت فشار توپ را حفظ کند.
به همین دلیل، Goren برای پیشرفت به بازیهای بیشتر نیاز دارد. اگر بتواند در بارسا اتلتیک دقایق زیادی به دست بیاورد و از نظر بدنی و تاکتیکی پیشرفت کند، احتمالاً دوباره فرصت حضور در تیم اصلی را خواهد داشت.
Ebrima Tunkara؛ استعدادی که هنوز باید زمان خودش را پیدا کند
Ebrima Tunkara نیز در جمع بازیکنان جوانی بود که در شروع فصل کنار تیم اصلی تمرین کردند. نام او در کنار فهرست بزرگی از استعدادهای بارسا اتلتیک و تیمهای پایه قرار داشت.
در مورد بازیکنی در این مرحله، شاید مهمترین نکته صبر باشد. هواداران معمولاً وقتی بازیکن جوانی را در کنار تیم اصلی میبینند، انتظار دارند خیلی زود در ترکیب قرار بگیرد. اما مسیر واقعی رشد معمولاً به این شکل نیست.
یک فصل بازی منظم در رده مناسب میتواند برای یک بازیکن جوان از چند حضور کوتاه در تیم اول ارزشمندتر باشد. Tunkara نیز باید همین مسیر را طی کند؛ بازی، تجربه، اشتباه، اصلاح و دوباره تلاش.
Jordi Pesquer؛ یکی از چهرههای آرام این نسل
Jordi Pesquer هم در تابستان فرصت حضور در تیم اصلی را به دست آورد و نخستین بازی خود را در مسابقه پیشفصل مقابل بیرمنگام تجربه کرد.
بازیکنانی مانند Pesquer شاید به اندازه مهاجمان جوان با تیترهای پر سر و صدا دیده نشوند، اما این به معنی کماهمیت بودن آنها نیست. فوتبال تیمی فقط به بازیکنی نیاز ندارد که گل بزند یا دریبل کند. بازیکنی که وظیفهاش را دقیق انجام دهد، از نظر تاکتیکی منظم باشد و در سیستم تیم گم نشود، برای مربی ارزش زیادی دارد.
یکی از نکات مهم درباره چنین بازیکنانی این است که ممکن است چند سال طول بکشد تا ارزش واقعی آنها مشخص شود. گاهی بازیکنی در ۱۸ سالگی خیلی مشهور نیست اما با پیشرفت تدریجی به یک بازیکن حرفهای مطمئن تبدیل میشود.
نامهای دیگری که میتوانند داستان را عوض کنند
لاماسیا فقط به بازیکنانی که این روزها بیشتر دیده میشوند محدود نیست. در شروع فصل ۲۰۲۶/۲۷ نامهای متعددی از تیمهای پایه در تمرینات تیم اصلی حضور داشتند؛ از جمله Álex González، Ibrahim Diarra، Guille Fernández، Toni Fernández، Shane Kluivert، Òscar Gistau، Álvaro Cortés، Tommy Marqués و Áron Yaakobishvili.
این اسامی نشان میدهند که پشت سر بازیکنان نزدیکتر به تیم اول، یک لایه دیگر از استعدادها در حال رشد است.
این نکته اهمیت زیادی دارد، چون وقتی درباره «آینده بارسلونا» صحبت میکنیم، الزاماً نباید فقط بازیکنی را در نظر بگیریم که امسال اولین بازی خود را انجام داده است. ممکن است ستاره واقعی آینده بارسا همین حالا در تیم جوانان باشد و هنوز نامش برای بیشتر هواداران آشنا نباشد.
بهترین ویژگی این نسل چیست؟
یکی از جذابترین ویژگیهای استعدادهای جدید لاماسیا بارسلونا، تنوع آنهاست. در این نسل فقط با هافبکهای تکنیکی روبهرو نیستیم.
اسپارت توانایی بازی در چند پست دارد، فاریñas یک هافبک با تجربه قابل توجه در تیم دوم است، عبدالکریم مهاجمی است که خیلی زود توانست خودش را به سطح بزرگسالان نزدیک کند و بیزیوو ویژگیهایی مانند سرعت و دریبل را به مجموعه اضافه میکند.
در کنار آنها نیز دروازهبانهایی مثل Aller و Rodríguez حضور دارند و بازیکنانی مانند Goren، Tunkara و Pesquer به تدریج راه خودشان را باز میکنند.
این تنوع یک مزیت بزرگ است. اگر چند بازیکن از این گروه بتوانند به سطح تیم اصلی برسند، بارسلونا در چند پست مختلف محصول داخلی خواهد داشت.
نقطه ضعف این بازیکنان چیست؟
استعداد بدون ثبات کافی نیست.
این شاید بزرگترین چالشی باشد که تمام بازیکنان جوان با آن روبهرو هستند. بازی کردن در تیم جوانان یک مسئله است و بازی در بارسلونا مقابل هزاران هوادار و زیر فشار نتیجه، مسئلهای کاملاً متفاوت.
بازیکن جوان ممکن است یک بازی فوقالعاده انجام دهد و هفته بعد عملکرد ضعیفی داشته باشد. این اتفاق طبیعی است. چیزی که اهمیت دارد، واکنش بازیکن به افت عملکرد است.
مقایسه با ستارههای بزرگ تاریخ بارسلونا هم میتواند فشار بیشتری ایجاد کند. لاماسیا سابقهای دارد که باعث میشود هر استعداد جدید با مسی، ژاوی، اینیستا یا بازیکنان نسلهای طلایی مقایسه شود. چنین مقایسهای برای یک نوجوان همیشه مفید نیست.
بهترین کاری که میتوان با این بازیکنان کرد، دادن زمان و فرصت رشد است.
چرا حضور بازیکنان جوان برای خود بارسلونا مهم است؟
فلسفه لاماسیا فقط مسئله هویت باشگاه نیست. بازیکنانی که در سیستم خود باشگاه رشد میکنند، معمولاً با شیوه بازی و محیط بارسلونا آشنا هستند و از این نظر میتوانند سریعتر با تیم اصلی هماهنگ شوند.
از طرف دیگر، پرورش بازیکن جوان میتواند باشگاه را از نظر اقتصادی نیز انعطافپذیرتر کند. یک بازیکن آکادمی، در صورت رسیدن به سطح بالا، میتواند سالها برای باشگاه بازی کند و حتی در آینده ارزش نقلوانتقالاتی زیادی داشته باشد.
اما بزرگترین مزیت شاید چیز دیگری باشد: احساس تعلق.
وقتی یک بازیکن از کودکی پیراهن بارسا را پوشیده و در همان مجموعه رشد کرده است، رسیدن به تیم اصلی برای او فقط یک انتقال شغلی نیست. این همان چیزی است که باعث میشود تصویر یک بازیکن جوان لاماسیا هنگام ورود به نیوکمپ برای هواداران اهمیت زیادی داشته باشد.
آیا همه این بازیکنان به تیم اصلی خواهند رسید؟
قطعاً نه.
حتی در یکی از موفقترین آکادمیهای فوتبال جهان نیز تعداد بازیکنانی که در نهایت به سطح ثابت تیم اصلی میرسند محدود است. بعضی استعدادها ممکن است بعد از چند سال راهی تیمهای دیگر شوند، بعضی به دلیل رقابت شدید در پست خود فرصت کافی پیدا نکنند و برخی نیز با مشکلاتی مانند مصدومیت یا افت مقطعی مواجه شوند.
این موضوع نباید به عنوان شکست لاماسیا تلقی شود.
هدف یک آکادمی فقط ساختن بازیکن برای تیم اصلی نیست. هدف آن آماده کردن بازیکنان برای فوتبال حرفهای است. اگر یک بازیکن در نهایت در باشگاه دیگری تبدیل به فوتبالیست موفقی شود، باز هم نشان میدهد آموزشهای پایه او درست بوده است.
کدام بازیکنان را در فصل جدید بیشتر زیر نظر بگیریم؟
اگر قرار باشد بر اساس شرایط فعلی چند اسم را برجسته کنیم، Xavi Espart و Brian Fariñas در بالاترین سطح قرار میگیرند؛ چون هر دو در آغاز فصل ۲۰۲۶/۲۷ رسماً به تیم اصلی اضافه شدهاند و شمارههای ۱۲ و ۴ را دریافت کردهاند.
Hamza Abdelkarim نیز به دلیل سرعت رشد و عملکرد گلزنی خود یکی از جذابترین استعدادهای هجومی محسوب میشود. او در پیشفصل فرصت زیادی به دست آورد و نخستین بازی رسمی خود را نیز تجربه کرد.
Jesse Bisiwu هم بازیکنی است که سبک بازی متفاوتی دارد و میتواند با سرعت و توانایی یکبهیک برای دفاع حریف مشکل ایجاد کند.
در رده بعد، نگاه کردن به Eder Aller، Iker Rodríguez، Orian Goren، Ebrima Tunkara و Jordi Pesquer منطقی است. شاید این نفرات در همین فصل به مهرههای اصلی تبدیل نشوند، اما مسیر پیشرفت آنها میتواند در سالهای آینده بسیار مهم باشد.
رویای نیوکمپ برای این بازیکنان چه معنایی دارد؟
شاید از بیرون، بازی کردن برای بارسلونا شبیه یک رؤیای ساده به نظر برسد؛ اما برای یک بازیکن لاماسیا این رؤیا هر روز همراه اوست.
از تمرین در زمینهای ردههای پایه گرفته تا بازی در تیم جوانان، حضور در بارسا اتلتیک، دعوت به تمرین تیم اصلی و در نهایت ایستادن در کنار بازیکنان بزرگ، هر مرحله فشار مخصوص خودش را دارد.
برای یک استعداد جوان، اولین تماس با تیم اصلی معمولاً فراموشنشدنی است. حتی اگر فقط در یک مسابقه دوستانه چند دقیقه بازی کند، همان تجربه میتواند به او نشان دهد که چه فاصلهای با سطح مورد نیاز دارد.
شاید به همین دلیل است که دنبال کردن بازیکنان لاماسیا جذابیت خاصی دارد. شما فقط نتیجه یک مسابقه را نمیبینید؛ در واقع در حال تماشای بخشی از مسیر شکلگیری یک فوتبالیست هستید.
جمعبندی؛ آینده بارسلونا هنوز از دل لاماسیا میآید
استعدادهای جدید لاماسیا بارسلونا در فصل ۲۰۲۶/۲۷ بیش از هر زمان دیگری در معرض دید قرار گرفتهاند. حضور تعداد زیادی از بازیکنان جوان در تمرینات تیم اصلی و فرصت بازی برای آنها نشان میدهد که مسیر میان آکادمی و تیم بزرگسالان همچنان باز است. در نخستین بازی پیشفصل برابر بیرمنگام نیز ۹ بازیکن جوان بارسا نخستین بازی خود را برای تیم بزرگسالان تجربه کردند؛ اتفاقی که نشاندهنده اهمیت این نسل در برنامه فلیک بود.
Xavi Espart و Brian Fariñas حالا یک قدم بزرگتر برداشتهاند و به صورت رسمی عضوی از تیم اصلی هستند. شمارههای ۱۲ و ۴ برای آنها فقط یک عدد روی پیراهن نیست؛ نمادی از عبور از مرحله استعداد و ورود به فوتبال حرفهای در بالاترین سطح است.
Hamza Abdelkarim نیز با گلزنی و رشد سریع خود یکی از مهاجمانی است که میتواند در ادامه فصل بیشتر دیده شود. Jesse Bisiwu نیز به عنوان وینگری با خصوصیات مستقیم و هجومی، پروژهای جذاب برای آینده محسوب میشود.
در پشت سر آنها هم گروه دیگری منتظر فرصت است. Eder Aller، Iker Rodríguez، Orian Goren، Ebrima Tunkara و Jordi Pesquer هنوز به زمان بیشتری نیاز دارند، اما حضور آنها در تمرینات تیم اصلی نشان میدهد باشگاه مسیر رشدشان را جدی گرفته است. در کنار این نفرات، نامهای دیگری مانند Álex González، Ibrahim Diarra، Guille Fernández، Toni Fernández و چند استعداد جوان دیگر نیز همچنان در ساختار توسعه باشگاه قرار دارند.
در نهایت، شاید نتوان امروز با اطمینان گفت کدام بازیکن تبدیل به ستاره بزرگ بعدی بارسلونا میشود. فوتبال همیشه پر از مسیرهای غیرمنتظره است. اما همین حالا چند نشانه امیدوارکننده وجود دارد: نسل جدید وارد تمرینات تیم اصلی شده، بعضی از آنها اولین بازیهایشان را تجربه کردهاند و دو محصول لاماسیا همین حالا جایگاه رسمی خود را در تیم بزرگسالان به دست آوردهاند.
رویای بازی در نیوکمپ برای این بازیکنان دیگر فقط یک رؤیا نیست؛ برای بعضی از آنها این رویا از مرحله تمرین در زمینهای لاماسیا عبور کرده و به واقعیت نزدیک شده است. شاید ستاره بعدی بارسلونا هنوز نامی ناشناخته باشد، شاید یکی از همین بازیکنانی باشد که امروز تنها چند دقیقه برای تیم اصلی بازی کردهاند. چیزی که مشخص است، این است که داستان لاماسیا هنوز تمام نشده و نسل بعدی بارسا همین حالا در حال نوشته شدن است.